آياYewgyptian را می شناسيد؟

آياYewgyptian  را می شناسيد؟

آياYewgyptian  را می شناسيد؟

با درود فراوان به همه شما عزيزان و دوستان فيس بوک ما در مسيح عيسا

ضمن تبريک مجدد به تجسم عيسای خداوند و سال ۲۰۱۶ ميلادی آرزوی سلامتی و شادی و دريافت مکاشفات روزانه از روح قدوس خدا را برای زندگی روزانه خواهانم.

قوم ما قومی است که خدا آنرا خوانده تا کارهای عظيم توسط ايشان انجام دهد.

تمام کليساهای خارجی در ۱۵ سال گذشته در عجب مانده اند که چگونه روح خدا دارد ميان فارسی زبانان کار ميکند.

بطوريکه به نقل قول از عده بسياری از ميسيونريها ، اگر کتاب اعمال رسولان را باور نداريد برويد ايران خواهيد ديد که خدا چگونه در اين سرزمين دارد کارهای عظيم ميکند . و عيلام را دارد برای پايه گذاری تخت سلطنتش آماده ميکند.

چگونه خدا دارد با آيات و معجزات عيلام زنده کرده و ايشان را از اسارت مذهب و لعنت اسلام  و مذاهب کذبه بيرون می آورد.

خدا اکنون دارد از طريق مردان و زنان ايمان بعنوان رسولان و انبياه و مبشرين و معلمين و شبانان  که مسح خدا بر ايشان است چگونه با قوت جامعه عيلامی و پارت و ماد را بيدار ميکند.

بطوريکه حتی پراکندگان عيلام نيز از اين موضوع بيداری روحانی برخوردارند.

و اگر امروز من و شما نجات مسيح را داريم نمونه ای از کتاب اعمال رسولان که شايد بهتر است بگوئيم کتاب اعمال روح القدس است چرا که روح خداست که دارد با قوت از طريق اين مردان و زنان درون و بيرون اين سرزمين عمل ميکند.

اما نگرانی مردان و زنان خدا برای اين قوم اين است که آينده مسيحيت در ميان ما چگونه خواهد شد؟؟؟

اينجاست که رسولان و انبياه و معلمان مسح شده را طلب ميکند که به ميدان آمده و با هدايت روح خدا به دليری سلامت بنيان کليسای خداوند را در اين سرزمين نگهبانی کنند ، هرچند که اگر خدا سرزمينی را پاسبانی نکند پاسبانان زحمت بيهوده ميکشند اما وجود ديدبانان و ناظرين و رسولان و انبياه را طلب ميکند.

تا قوم خدا را با محبت نه چوب محکوميت آگاهی دهند تا آنانيکه نمی دانند بيدار شوند.

در کلام خدا ميخوانيم که خدا از نبی و رسولش موسی استفاده کرد تا قوم خود را از مصر رهائی دهد.

موسی با غيرت ايستاد تا تمامی قوم خدا را از مصر بيرون نياورد آرام نگرفت .

اما درد عظيمی قلب اين مرد خدا موسی را به آتش کشيده بود و آن اين بود با اينکه  قوم خدا از مصر بيرون آمده بود اما مصر از دل ايشان بيرون نرفته بود.

و بارها ميبينيم که با اينکه از مصر بيرون آمده بودند و قوم خدا بودند و با خدا عهدی بسته بودند اما همچنان مصری زندگی ميکردند.

و به اين Yewgyptian ميگويند که مخلوطی از باور يهودي(Yewish)  و مصری (Egyptian )  است

در کتاب تثنيه ۳۱: ۲۰ ميخوانيم که که خدا به رسولش موسی ميگويد به قوم من بگو که مبادا به سرزمين موعود رفته و خورده و سير شويد و مرا فراموش کنيد و بسوی خدايان قبلی برويد و مرا بی حرمت کنيد. اما متأسفانه همانی شد که خدا پيشبينی ميکرد.

و اين نگرانی برای هر رسول و نبی خداست که نگران آينده ايمان مردم اين سرزمين و کليساهای نوپا چه خواهد شد؟؟؟….

ما از سرزمينی می آيم که باورهای  اسلامی از خانواده ، آموزشگاهها ، ادارات ، جامعه ، بازار و حتی معماری و اداب و رسوم مردم حتی در مخالفين اسلام به نوعی رخنه کرده .

بطوريکه حتی با افرادی که اصلاً مذهبی نبوده اند و گرايشی هم بسوی اسلام نداشته اند باز تأثير اسلام را می توان در انديشه ها و تصميمات زندگی شان ديد .

و از آنجائيکه شيطان و ملک فارس ميداند که جلوی کار خدا در عيلام را نمی تواند بگيرد لذا شروع کرده بنيان غلطی را بنا گذاشته که دامنگير قوم يهود شده بود .

و با اينکه روزانه عده زيادی از عيلاميان به مسيح بعنوان نجات دهنده و خداوند خود ايمان می آورند اما در بعضی ها با گذشت سالها در ايمان مسيحی هستند، رگه های باور اسلامی را می تواند ديد .

بطوريکه  کلام خدا که حقيقت و راستی است و باور داريم که اگر حقيقت را بشناسيم حقيقت ما آزاد ميکند باز شيطان آمده و معجونی از مسيحيت و اسلام را با هم مخلوط کرده و به خورد مسيحيان عيلام زمين داده تحت عنوان  Chrislam ( معجونی از مسيحيت و اسلام ) که متأسفانه نه فقط خود فريب خورده بلکه ديگران را هم بسوی اين تعاليم غلط و گناه آلود تشويق ميکنند و در ملأ عام با حرمتی نام خدا را به استهزا کشيده و فريب خوردگان ايشان آمده تشويق و تجميد ميکنند.

کلام خدا ميگويد خوشا بحال آنانيکه به مجلس مسخره کنندگان خدا نروند . و در راه گناه کاران نايستند.

البته سخن کلام خدا درباره ايماندارانی است که نام خدا را مسخره ميکنند چون نويسنده مزمور يهودی است و کلاً با امتها کاری نداشتند.

و مسخره فقط به زبان نام خدا را بی حرمت کردن نيست بلکه ارزشهای خدا را با باورهای اسلامی مخلوط کرده و معجون لعنت و هلاکت را به خورد خود و نجات يافته گان خدا ميدهند .

و جالب است که تفسيرهايشان دقيقاً تحت تأثير مفسرين اسلامی است که برای هر کاری که باب ميلشان است و کلام خدا جلوی ايشان ايستاده و منع ميکند فتوای جديدی صادر کرده و وجدان خود را فريب داده و روح قدوس خدا را در خود خاموش می سازند و با اين کار خدا را بی حرمت ميکنند.

مسئوليتی بر دوش من بعنوان کسی است که فراخوانده تا گوشه ای از کار خدا در آن سرزمين باشم .

لذا  هر از گاهی يکی از اين فريبهای Chrislam  را براي آنانيکه ميخواهند در راستی کلام و با مسح خدا قدرت اسلام در آن سرزمين با بشکنند بازگو کنم تا ايشان نيز با محبت و امانت داری در کلام ديگران را کمک کنند تا آنانيکه مايلند در راستی کلام بياستند را از دهان اين شير غران بيرون بکشند.

بسياری از ايمانداران و خادمين خدا از طريق تلفن و ايميل سوالاتی را مطرح کردند که احتياج به راهنمائی در اينباره داشتند . لذا اينرا مقدم دانستم که برای ايشان پاسخی داده باشم.

ما در دنيائی زندگی ميکنيم که امور جنسی و مالی متاسفانه يکی از ابزار شرير است که اسلام در هر ۲ مورد بيشترين فتواها و فريبها را داده، که همه به نوعی شنيده و آگاهی داريم.

تأثير رگه های اسلامی چنان موزيانه در اين افراد رخنه کرده که حتی الزام روح القدس نسبت به گناه زنا را ندانسته و با فريبهائی به اسم صيغه مسيحی روح توبه را در خود خاموش ميکنند.

فريبهائی از قبيل………………

من راضی تو راضی بی خيال ناراضی ….

يا اينکه عهد ما ۲ نفر را خدا در آسمان بسته …

يا مگر در باغ عدن کاغذ و سندی و امضائی بود؟ آدم و حوا بدون هيچ چيزی مال هم بودند و رابطه جنسی هم داشتند……

يا همينکه ما ۲ نفر همديگر را دوست داريم کافی است و عهد و سند و کاغذ و رسميت معنی نمی دهد ….

خادمی ميگفت به ايشان گفته ام که کلام خدا ميگويد آنچه خدا پيوست انسان جدا نکند ،

ميگويند ما زمانی که بی ايمان بوديم ازدواج کرديم پس ازدواج ما از خدا نبوده و خدا ما را نپيوست ،

پس اکنون می توانم همسرم را رها کرده و با کسی که ايماندار است زندگی کنم .

به او ميگويم که همسر تو که ايماندار است چرا جدائی ؟ ميگويند که خدای ما بابای آرامی است و چون آرامی در زندگی ندارم می روم پيش کسی که خيلی خوب می تواند مرا آرام کند.

يا چون همسرم به نيازهای من نمی رسد پس عملاً من طلاق احساسی دارم پس از نظر خدا آزاد و مجرد هستم ، لذا می توانم با کسی ديگر که او را دوست دارم و او مرا دوست دارد و به نيازهای من خوب رسيدگی ميکند زندگی را شروع کنم تحت عنوان ازدواج سفيد.

چرا اسم اين ازدواج را سفيد ناميده اند چون کاغذ سفيد است و هيچ کاغذ و سند و تعهدی رسمی وجود ندارد.

ميگويم که اما تو هنوز طلاق نگرفته ای ؟ ميگويد که طلاق به قلب است نه به کاغذ.

يا چون فعلاً شرايط ازدواج ندارم پس زندگی ام را آن شخص شروع ميکنم تا در آينده سر فرصت رسميتش بدهم.

و در مواردی در کمال ناباوری ديده ميشود که ايمانداری فريب خورده با اينکه همسر دارد و هنوز طلاق ندارد و جشن را به اسم عروسی راه انداخته و خودش خود را عقد کرده و همزمان به عنوان ايماندار ۲ تا همسر دارد.

اين سخنان شما عزيزان را به ياد چه و کجا می اندازد؟ آيا اين همان اصول مفسرين حوزه علميه قوم نيست؟ آيا اين همان رگه های و ريشه های اسلامی درون اين ايمانداران نيست؟

آيا چنين رابطه هائی از روی چنين باورهائی فريب نيست؟

خدا مخالف ازدواج نيست اما هر تصميمی مطابق کلام خدا مبارک است و خدا مطيعان را برکت ميدهد. مگر کلام نمی گويد همشکل اين جهان هم تصميم با اين جهان و هم روش با اين جهان نشويدو هوشيار باشيم که دوباره بسوی بتهای گذشته خود و باورهايشان برنگرديد.

پس ميبينيد که چگونه شيطان موزيانه ايشان را فريب داده و فرزندان خدا بسوی هلاکت و لعنت پيش می برد .

دقيقاً اين همان قطره جوهری است که در ليوان آب تمييز می افتد و شروع به ويرانی ايمان ميکند.

اما خوبه که شناختی حداقل از کلام خدا داشته تا بتوانيم به اين عزيزان ايماندار افتاده کمک کنيم.

از آنجائيکه  بنيان ازدواج در کتاب پيدايش پايه گذاری شده و چون سازنده و معمارش خداوند است از اينرو محترم و مقدس است ازدواج نزد خدا با ارزش است.

در کتاب پيدايش ۲: ۲۴  سه  قدم برای ازدواج را عنوان ميکند.

  • مرد پدر و مادر خود را ترک کند.

واژه ترک کردن به معنای طرد کردن خانواده پدری نيست بلکه نشان از استقلال و رشد بلوغ فکری و توانائی برای مستقل شدن آزادی از وابستگی های اطراف و آمادگی برای تشکيل خانواده است.

اينکه چرا خدا آدم و حوا را با هم و همزمان از خاک زمين نيافريد ؟ بلکه ابتدا مرد را آفريد و گذاشت که بعد از ايامی زن را از دنده مرد بگرفت و بساخت؟ چون مرد ابتدا به يک بلوغ برسد و بعد از گذشت ايام و تجربه کار و محافظت از باغ و نامگذاری حيوانات و رسيدن به اينجا که هيچ چيزی در اطراف او از جنس او نيست . آنگاه خدا گفت که شايسته نيست که آدم تنها بماند پس برای او معاونی موافق وی بسازم.

  • با همسر خود بپيوندد ،

واژه ای که برای پيوند بکار رفته  اشاره به پيوند و عهد و پيمانی است که نشان از رسميت اين عهد است .

اين همان سندی است که مسيح از نقل تورات ميگويد که در هنگام طلاق بايد برای جدائی برای همسر صادر ميشد. و چون ازدواج ايشان سند داشت پس طلاق ايشان نيز سند داشت.

  • با او يکتن شود .

اينجا اشاره به زير يک سقف رفتن و شروع زندگی مشترک ميکند .

که حرکت اين ۳ قدم همچون عقربه ساعت است که نمی توان آنرا برعکس چرخاند.

و شايسته نيست که ايماندار آنرا از آخر شروع کند. چرا که اين شروع برعکس زندگی هر ۲ طرف را زير لعنت ميبرد. بهمين دليل کسانی که در ايمان زندگی شان را از قدم سوم شروع کردنده اند يکی از دلائل آن اين است که دائم در معرض خطر طلاق هستند.

چرا کلام خدا از سوئی ميگويد که از طلاق متنفر است و تنفر اشاره به لعنت ميکند.

و از طرفی ميگويد زنا باعث شکستن عهد ازدواج ميشود.

و زنا فقط مربوط به افراد متأهل نيست بلکه برای هر مسيحی که مجرد يا تنها است و ميخواهد ازدواج کند اما هنوز مرحله دوم ( عهد بستن رسمی )  را طبق کلام خدا پشت سر نگذاشته و عملاً از طريق زنا و يکتن شدن که قدم سوم است زندگی خود را شروع ميکند ،حتی اگر ازدواجشان بعداً رسمی و قانونی و اخلاقی هم شود هنوز لعنت گناه و حق مالکيت شيطان را بر زندگی خود وارد کرده اند و شيطان به هر دليلی با فشار سعی در پاره کردن اين زندگی دارد.

که لازم است اين ايمانداران  با توبه و شفا آزادی   قدرت لعنت و دليل طلاق که بواسطه زنا آمده  را در زندگی خود بنام مسيح شکسته و باطل کنند.

پس بيائيم به شايستگی آن دعوتی که به آن فرا خوانده شده ايم رفتار کنيم. که در آن کلام خدا که پر فيض و راستی است را پيروی کنيم.

فقط بدنبال فيض نباشيم که مبادا ما را به لم دادن در گناه وا دارد و نه فقط به راستی تنها بچسبيم که مبادا به بند شريعت و روح محکوميت دچار شويم .

چرا که فيض و راستی همچون دو بال پرنده است که برای پريدن ما در آسمان ايمان لازم است.

پرنده يک بال قدرت پرواز ندارد.

خداوند شما را برکت دهد تا بتوانيم با دعا و محبت به عزيزان خداوند که در ايمان افتاده اند در کمک کنيم تا همگی به پری قامت عيسا مسيح برسيم. آمين.

 

3 دیدگاه

  1. سلام برادر سیامک عزیز.قبل از هر چیز ممنون از شما و شکر برای وجودتان .برادر عزیز از شما خواهش میکنم در صورت امکان موعظه ای در مورد چگونه صدای خدا را بشنویم در برنامهایتان قرار دهید.ممنون از شما و فیض خداوندمان بر شما و خانواده ی گرامیتان

دیدگاهتان را بنویسید