آیا کارنوال یک جشن مسیحی است ؟

آیا کارنوال یک جشن مسیحی است ؟

Fastnacht, Karneval , Fasching ?…

 

ما مسيحيان ساکن اروپا و امريکا و استراليا در سرزمينی زندگی ميکنيم که گمان اکثريت اين است که اين کشورها همه مسيحی هستند و طبيعی است که بعلت دموکراسی هر اعتقادی در اينجا حق فعاليت آزاد دارند.

لذا بعضاً با مراسم و جشنها يا تعطيلی هائی کشوری و رسمی روبرو ميشويم که با ظاهر بعنوان جشنها و تعطيلی های مسيحی معرفی ميشوند. مراسمی همچون هالوين يا کارنوال و ….

اما سوال مهم اين است که آيا اين مراسم مسيحی هستند ؟

آيا مطابق کلام خدا هستند؟

آيا ما بعنوان ايماندار مسيحی ميتوانيم در کارنوال يا هالوين شرکت کنيم يا بچه های خود را ببريم تا شرکت کنند؟

کلام خدا در اينباره چه ميگويد؟

کارنوال چيست؟

آيا می دانيد که ريشه و مبدأ اين مراسم از کجا و کی آغاز شد ؟

مراسم کارنوال ، سالهای بسياری است که بصورت يک جشن ملی و کشوری در آمده است.

اما آيا اين چيزها همه فقط يــک تفريح و يـا سرگرمی هستند؟

و يايک حقيقت تلخ وبازی شُوم ،در پشت آن نهفته است ؟..

اولين بار در قرن سيزده ميلادی ( قرون وسطی ) کليساهای کاتوليک زمانيکه در حيطه قدرت بود تصميم گرفت تا مراسمی را تحت عنوان (  Fastnachtspielen) برگذار کند و در آن از تمامی مردم بجهت تماشا دعوت شد .

نقالها ( بازگوکنندگان اشعار حماسی ) و شعبده بازهائی را برای اين مراسم استخدام کردند ، تا با لباسهای مبدل و ماسک بتوانند اعمال گناه آلود انسانهای بی خدا را به معرض نمايش بگذارند .

هدف ايشان از ابتدا اين بود که با اجرای اين مراسم بتوانند تأثير وحشت آوری از ثمرات زندگی گــناه آلــود را بــر زندگی مردم نشان دهند . و با اين نمايش تفاوت ميان قلمرو تاريکی ( مقر حکومت شيطان ) و قلمرو روشنائی ( ملکوت خداوند ) را نشان بدهند بطوريکه اخلاقيات خدا را به مردم نشان دهند و پرده از وسوسه ها و فريبهای شيطان را به مردم بياموزند.

بطوريکه عده ای در نقش افراد بی خدا که تن به هر گناهی ميدهند و اينکه در پشت سر همه اينها شيطان و ارواح تاريکی ايستاده اند و عده ای را بعنوان فرشتگان خدا و برگزيدگان خدا در نمايشهای خيابانی به تصوير ميکشيدند.

اما چيزی نگذشت که اين هدف اوليه بکنار رفته و از ياد رفت . و نمايش گناه آلود قلمرو شيطان ، نه تنها در دل مردم وحشت و ترس و توبه ايجاد نکرد , بلکه برعکس بسيار مورد استقبال قرار گرفت و جذاب جلوه نمود .

مردم نه تنها روش زندگی خود را عوض نکردند ، بلکه همه مجذوب اين لذتها شدند ، و خوشحال بودند از اينکه می توانند در اين روز به يکباره هرچه که دلشان می خواهد گناه بکنند .

و در واقع بعد از گذشت زمان به اين باور رسيدن که ايشان آزاد هستند تا در اين روز هر چه که می خواهند گناه بکنند .

بجای اينکه اين مراسم برای مردم زنگ خطری  باشد تا ايشان را از زندگی گناه آلود منع سازد ،کـم کـم اين روش تبديل به سنت و جشنی رايج در ميان مردم شد ، که با گناه و کارهای خلاف اخلاق در قلمرو شيطان باعث جلال نام او شدند که به نوعی يک کج دهنی با اخلاقيات خدا بود .

با اين توضيحات متوجه خواهيد شد که چرا در اين مراسم از چيزهای ترسناک ، شکلکهای  زشت و وحشتناک ، جادوگرها ، شيطان ، عفريته ها و اجنه و موجودات ديگر که از سمبلهای قلمرو تاريکی است استفاده کرده و با تمايل و گرايش بسيار از طرف مردم در ايام کارنوال به نمايش گذاشته می شوند ؟!.

همچنين پی می بريم که چرا ايام کارنوال به ايام احمقها معروف است (Narrenzeit ) .

و افراد شرکت کننده و تماشاگر در مراسم کارنوال به احمقها (Narren ) معروف هستند و قيافه خود را بشکل احمقها در می آورند.

کلام خدا در مزمور ۱۴ : ۱ می فرمايد :  احمق در دل خود می گويد خدائی نيست .

       کتابمقدس افرادی را که فقط در راه خوشی و رضايت و ارضاء خواسته های خـود می باشند و خدا و قوانين او را عمداً ناديده گرفته و اصلاً به آن توجهی نمی کنند را بنام انسانهای احمق معرفی می کند .

موضوع مهم و خطرناکی که مورد بحث است اينست که ، در هفته کارنوال جوکها و شوخيها ، و کارهای احمقانه در زير خطی قرار می گيرند که مستقيماً به کفرگوئی بخدا می انجامد .و هرکسی که در اين مراسم شرکت می کند ، در واقع به خدا کفر می گويد .

آداب اخلاقی از کنترل خارج می شود و تماماً کارهای خلاف اخلاق و ضد خدا به نمايش گذاشته می شود و مسلماً اين بازی تنها به ايام کارنوال ختم نمی شود ، بلکه شروعی است تازه برای زندگی با شيطان و ارواح شرير که متعاقباً نتايج بد و وخيمی را در زندگی شخص بهمراه خواهد داشت .

زمانيکه انسانها خود را در گناه خفه می کنند وگفتار و اعمال خداوند را که خالق تمام هستی می باشد را به مسخره می گيرند و عمداً به او بی احترامی می کنند ، به پايان زندگی خود با خدا می رسند ، زيرا که مراسم کارنوال فقط دست روی کارهای اخلاقی و غير اخلاقی نگذاشته ، بلکه هدف مخرب قلمرو تاريکی اين است که خـــداوند را به مسخره بگيرند و وجود و قدرت او را انکار کرده و با اين کار اعلان کنند که داوری خداوند وجود نداشته و هر طوری که ميخواهی زندگی کن چرا که در انتها همه به بهشت خواهند رفت چرا که جهنم وجود ندارد. و با اين کار همه را تحت قلمرو شيطان در می آورند .

اين مراسم فقط با انجام گناهان بپايان نمی رسد ، بلکه حد و مرز شيطان پرستی را در اين ايام گسترش داده و ترويج می کنند .

عموماً اشعاری که در اين مراسم خوانده می شوند ، دليل ديگری بر حماقت انسانها و اسارت آنها در دام شيطان می باشد ، زيرا که آنان بر اين اعتقادند که هر گناهی را که می خواهی انجام بده و به هر قيمتی بايد لذت برد و با اين کار به بهشت خواهيم رفت ، چرا که ما انسانهای نيکو ئی هستيم .

در صورتيکه اين درست بر خلاف حقيقت کتابمقدس است .

عــــيسی مسيح در متی ۷ : ۱۳ – ۱۴ ) می فرمايد : فقط با عبور از در تنگ است که می توانيد بحضور خدا رسيد و جاده ای که بطرف جهنم می رود ، بسيار پهن است و دروازه اش نيز بسيار بزرگ ، بطوريکه عده بسياری به آن راه می روند و به راحتی می توانند به آن داخل شوند . اما دری که بسوی زندگی جاودان باز می شود کوچک است و راهش نيز باريک . و تنها عده کمی می توانند به آن راه يابند .

در واقع کسی که در مراسم کارنوال شرکت می کند مثل کسی است که پايش روی پوست موزی است که  ناخواسته و نا آگاه در مسير تاريکی قدم بر می دارد.

اميدوارم که اين مقاله چشم شما عزيزان را باز کرده باشد و از شرکت در اين مراسم پرهيز کرده و خود را به گناه آلوده نسازيم .

کلام خدا در مزمور ۱ : ۱۱ می فرمايد : خوشابحال کسی که به مشورت با شريران نمی رود و راه گناهکاران را در پيش نمی گيرد  و با کسانيکه خدا را مسخره می کنند همنشين نمی شود .

و در روميان ۱۲ : ۲ می فرمايد : همشکل اين جهان نشويد ، بلکه بوسيله تجديد افکار ، وجود شما تغيير شکل يابد تا بتوانيد اراده خدا را تشخيص داده و آنچه را که مفيد و پسنديده و کامل است را بشناسيد . ( آمين )

کشيش سيامک

دیدگاهتان را بنویسید